94/11/20
عاقبت در یک شب از شبهای دور
کودک من پا به دنیا مینهد
ان زمان بر من خدای مهربان
نام شورانگیز مادر مینهد
ان زمان طفل قشنگم بی خیال
در میان بسترش خوابیده
بوی او چون عطر پاک یاس ها
درمشام جان من پیچیده است
ان زمان دیگر وجودم مو ب مو
بسته با هستی طفلم میشود
ان زمان در هر رگ من جای خون
مهر او درتار وپودم میشود
میشفارم پیکرش را در برم
گویمش چشمان خود را باز کن
همچو عشق پاک من جاوید باش
در کنارم زندگی اغاز کن
میگشاید نور چشمم دیدگان
بوسه ها از مهر بر رویش دنم
گویمش اهسته ای طفل عزیز
میپرستم من تو را مادر منم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

94/11/20 
